پیشنهاد کار
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 4:16
همیشه سعی میکنم پست های تلخ رو سریع رد کنم که پست اولی وبلاگم نباشن . خب ناراحت میشم ،عصبانی میشم و مینویسم اما نمیخوام آینه دق وبلاگم باشه. یه کلاس خصوصی بهم پیشنهاد شده که دختر 8 ساله هست . پدر دختره تماس گرفت و کلی راجب شرایط صحبت کردیم . اما مشکل اینجا بود که ازم تضمین میخواست که قرارداد یکساله
سرگرمی های من
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 4:16
شب اول ماه رمضان بامیه درست کردم.xa0 جاتون خالی عالی شد . اهل خونه همه خیلی خوششون اومد و حتی یه دونه ش هم نموند . تجربه قشنگی بود چون برای سفره افطار بود . حالا یه رمان به اسم بلندی های بادگیر رو شروع کردم به خوندن . آخه هنوز کلاس های ترم جدید شروع نشده . باشگاه هم بخاطر روزه بودن و کمر درد فعلا فق...
بلندی های بادگیر
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 4:16
راستش رک و پوست کنده بخوام بگم از کتاب خوشم نیومد . چون محور اصلی داستان کینه توزی بود . عواطف و احساسات در حد چند خط توش آورده شده بود . بعد از مدتها که دست به خوندن کتاب شدم یه جورایی تو ذوقم خورد . با تعریف هایی که از کتاب شنیده بودم تصور و انتظار رمان قشنگ تری داشتم . بهرحال احترام کاملی برای نو
کاش دنیا تو صلح بود
-
تاریخ: 1396/3/20 ساعت: 4:16
پنجشنبه 18 خرداد 1396 چند روز پیش داداشم یه فیلم گذاشته بود که همش کشت و کشتار بود . من که اصلا از فیلم های اکشن خوشم نمیاد.xa0 اما از ناچاری نشسته بودم و یه جاهایی از فیلم رو دیدم . خیلی حالم گرفته شد و ناراحت شدم برا آدمیت و انسانیت خودمون که داره هی روز به روز بیشتر از دست میره . چرا این همه با ه...
خونه اول
-
تاریخ: 1396/2/14 ساعت: 3:21
همون طور که قبلا گفتم به شدت دنبال راهی برای تغییر شرایط مالی و کاریم هستم . به چند جا برای کار سپردم . و با رئیس مون هم رک و پوست کنده صحبت کردم که این چه وضعیه که من بعد 12 سال کار دارم . نه حقوق ماهانه و نه بیمه . هرچند ایشون گفتن ما شرایط مون مشخص بوده و تعهدی ندادیم که حالا زیرش زده باشیم. ولی...
استارت اول
-
تاریخ: 1396/2/14 ساعت: 3:21
بالاخره دست به کار شدم . شوگر کوکیز درست کردم و با رویال آیسینگ تزیین کردم به نیت فروش . دیروز از صبح تا ساعت 4 سرپا بودم تا تموم شد . فعلا فقط یکیش فروش رفت و بقیه رو قراره فردا ببرم سوپری ببینم چه میشه . خیلی خوشکل شدن اما هرکار میکنم نمیتونم از گوشی عکس بذارم . عکس گذاشتن با گوشی هم بگیر نگیر دار...
زور ...
-
تاریخ: 1396/2/14 ساعت: 3:21
هر وقت یه راه یا یه دلیل برای بهتر کردن حالم پیدا میکنم و به امیدهام چنگ میزنم که سر پا بشم و ادامه بدم . آقا میزنه تو برجکم و آوارم میکنه تو خودم . از 12 فروردین گیر داده که به یه خواستگار که هیچ به هیچ جواب مثبت بدم . طرف حتی یه امتیاز هم نداره آقا شده کاسه داغ تر از آش . یه توجیهاتی داره که روم ن...
دختر شیرینی فروش
-
تاریخ: 1396/2/14 ساعت: 3:21
اولین سری کارهای شیرینی م کاملا فروش رفت . البته 6 تا بسته بندی داشتم که یکی یکی فروش رفتن و امروز آخری ها یکجا فروخته شد. دیگه اگه کسی سفارش بده درست میکنم براش . چون نمیتونم هزینه کنم و بعد رو دستم بمونه . تا ببینم چی پیش میاد. تجربه شیرینی بود . یاد دختر شیرینی فروش افتادم وقتی که چند روز پیش کار...
سفر شمال
-
تاریخ: 1396/2/1 ساعت: 18:46
بعد از کلی بریم نریم کردن بالاخره روز جمعه 9 صبح راه افتادیم به سمت شمال . دیشب حدودا یه رب یه 9 رسیدیم. جاتون خالی خیلی خوش گذشت و کلیییییییییی عکس گرفتم یعنی رکورد شکستم . رفتیم چالوس و رامسر و نمک آبرود و قم و تهران و به دور هم قزوین زدیم . من و داداش کوچیکه رفتیم تله کابین رامسر . رفتیم کاخ موزه
سفرنامه شمال
-
تاریخ: 1396/2/1 ساعت: 18:46
اگه نتونستم همه رو امروز تعریف کنم روزای بعد میام میگم .بعد کلی بریم نریم بخاطر شرایط خواهر و برادرم و سردی هوا تو عید ، داداشم که ازدواج کرده گفت من هفته بعد عید مرخصی دارم و بیاین بریم شمال . منم چون همه موافق بودم نخواستم بخاطر کارم ساز مخالف بزنم و البته خیلی هم دوس داشتم دربیام چون یه سالی میشد
کنار دریا
-
تاریخ: 1396/2/1 ساعت: 18:46
جاده سه هزار
-
تاریخ: 1396/2/1 ساعت: 18:46
تغییر
-
تاریخ: 1396/1/15 ساعت: 1:28
زندگیم به شدت نیازمند یه تغییر بزرگ یا حتی یه تغییر کوچیکه. آب که یه جا بمونه گند میزنه . 11 سال پیش یه آدم کم انصاف بدون بیمه کار میکنم . 35 سال که تو یه خونه با همون افراد و همون در و دیوار و همون بشقاب و لیوان زندگی میکنم . 35 سال خواسته های متفاوت و کوچیک و بزرگی داشتم که هیچ کدوم اجابت نش
تعطیلات تمام شد ...
-
تاریخ: 1396/1/15 ساعت: 1:28
دو هفته تعطیلات هم گذشت . عین برق و باد . کل دو هفته من تو خونه گذشت. امروز 13 بدر هم جایی درنیومدم. با اینکه خاص نبود اما زود گذشت. امیدوارم به همه خوش گذشته باشه و همه سلامت به خونه برگردند. دور گردون از فردا باز میفته رو دور تکرار. باز همه مون یه سال میدویم تا برسیم به اسفند و منتظر لحظه سال تحوی...
دلتنگ خودم هستم
-
تاریخ: 1396/1/15 ساعت: 1:28
داشتم نگاه عکس خودم میکردم که موهام رو شونه هام پریشون شده و دست آرایشگر درد نکنه که خیلی قشنگ کوتاه کرد و سشوار کشید . البته دو ماه پیش کوتاه کردم در حدی که موهام خورد بشه و مدل بگیره . چون دلم نمیخوات موهام کوتاه بشه . چقدر وقتی خودمو نگاه کردم . حس کردم دوس دارم خودمو بغل کنم سفت و بگم دوست دارم
جوجه اردک سیاه مرد
-
تاریخ: 1396/1/8 ساعت: 0:48
حدود ساعت 12 شب بود که صدای جیک جیک بلند شنیدم هنوز بیدار بودم و رفتم که ببینم چی شده . دیدم جوجه سیاه دراز به دراز افتاده و جوجه زرده بالا سرش هی بلند جیک جیک میکنه. بلندش کردم و دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم کلی گریه کردم . اون جوجه هم تا نصف شب جیک جیک میکرد و آروم قرار نداشت . رفتم و
سال نو مبارک
-
تاریخ: 1396/1/5 ساعت: 7:07
حس و حال سال تحویل 96
-
تاریخ: 1396/1/5 ساعت: 7:07
امسال حس و حالم با همه تلاشی که کردم و حتی شیرینی هایی که دستپخت خودم بود و سر سفره گذاشتم متاسفانه حتی به خوبی پارسال هم نشد . جو خونه و بابا خوب بود . اما انگار ته دلم من چیزی نجنبید و قلبم تکون نخورد. یه جور بی تفاوتی . یه دل خالی از نور و امید . حتی آرزو و خواسته ای انگار نداشتم .تموم اسفند رو ب
سال جدید و روال تکرار
-
تاریخ: 1396/1/5 ساعت: 7:07
کار و کار و کار شام چیه ناهار چیه بپز بشور ببر بیار .مهمون داری کن . پشت سر بچهها هی جم و جور کن .آب ماهی عوض کن هی نگرانش باش گرسنه نباشه و بمیره. هی جای جوجه اردک های داداش کوچیکه رو عوض کن و هی غذا و آب بده .آب بده به سبزه ها .و خرید کن و بدو و بدو .این تعطیلات منه.چه تعطیلات دل انگیزی...
سرماخوردگی
-
تاریخ: 1395/12/30 ساعت: 17:53
سرماخوردگی آخر سال با این همه خورده ریزه کار واقعا قوز بالا قوزه . حال ندارم و کلی کار . پیشاپیش سال نو رو به همه دوستان خوبم تبریک میگم . هر چی از خدا میخواید امسال ایشالا پیش بیاد.