خاطره از خاله | بلاگ

خاطره از خاله

تعرفه تبلیغات در سایت

اینقدر این بچه شیرینه اینقدر شیرینه که نمیدونم چطور توصیفش کنم . خواهر زاده م رو میگم . پسره اما خوردنیه. شب تا دیروقت باهاش بیدارم و هرکاری داشته باشه به من میگه . و منم با جون و دل براش انجام میدم . از بوسیدنش اصلا سیر نمیشم و کلی از نگاه کردنش لذت میبرم . دلم میخواد یه لقمه ش کنم .

مامانش بش میگه خاله اذیت نکن بیا پیش من بخواب. بش میگه نه مامان میخوام پیش خاله بخوابم که وقتی میرم ازش خاطره داشته باشم

...
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : سه شنبه 20 تير 1396 ساعت: 20:44